در تماشاي تو
در تماشای تو چشمی سر به راه آورده ام
بختی امّا مثل گيسويت سياه آورده ام
زير اين باران يکريزی که می بارد هنوز
من به چتر دست های تو پناه آورده ام
جرأت ابراز در لبخندهای من نماند
هرچه در خود داشتم از اشک و آه آورده ام
چشم هايت را به دستم ده که گمراهم هنوز
خستگی ها را برای تو گواه آورده ام
نظرات شما عزیزان: